تجربه کار در دو شرکت بزرگ اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

آیا تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که تجربه کار در دو شرکت بزرگِ ساکنِ سیلیکون‌ولی چه حسی به همراه خواهد داشت؟ Kim Scott کسی است که تجربه حقیقی کار در اپل و گوگل را داشته و اخیراً آن را با همگان به اشتراک گذاشته است. با اپل مگ همراه باشید.

همه می دانیم که بسیاری از کارهای این دو شرکت به‌صورت اسرارآمیز و پشت درهای بسته انجام می‌شود. طبق گفته Kim Scott، گوگل در این میان محافظه‌کارانه‌تر از اپل عمل می‌کند و تعهدات بسیار سفت و سختی را از کارمندان خود می‌گیرد تا تمام جنبه‌های کاری شرکت با هیچ‌کس به اشتراک گذاشته نشود. همچنین تا پیش‌ از این نیز از سنت همیشگی اپل در مورد حفظ اسرار، چیزهایی شنیده بودیم؛ اپل همیشه در کنار پروژه‌های اصلی خود، چند پروژه جعلی نیز به‌صورت طبقه‌بندی‌شده در اختیار کاربران قرار می‌دهد و درصورتی‌ که یکی از این پروژه‌های جعلی فاش شوند مدیران اپل به‌راحتی منبع نشت خبر را پیداکرده و کارمند افشاگر را اخراج می‌کنند. در ادامه با توجه به تمام سخت‌گیری‌هایی که گوگل و اپل در سیستم گزینش کارمندان و رفتار با آن‌ها انجام می‌دهند آشنا خواهیم شد، و قصد داریم نوع رفتار این دو شرکت با کارمندان و تفاوت آن‌ها را باهم بررسی کنیم.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

  1. Apple به دنبال کنترل است

اپل به دنبال کنترل کامل بر کارمندان خود است. این مسئله را حتی می‌توان در نحوه سرو غذای کارمندان نیز مشاهده کرد. وقتی‌که کارمندان وارد سالن نهارخوری اپل (که اغلب آن را Caffe Macs می‌نامند) می‌شوند، با وعده غذایی زیبایی مواجه خواهند بود که از مواد مغذی و مفیدی مانند نشاسته، پروتئین و سبزیجات درست‌شده و در نحوه سرو آن دقت فراوانی به جزئیات می‌شود. نهارخوری اپل بیشتر شبیه یک رستوران شیک است و مانند تمام محصولات اپل، سیستم سرو غذای کارمندان کاملاً یکپارچه و اختصاصی صورت می‌گیرد. Caffe Macs حتی برای تهیه مواد غذایی خود، ماهیگیر استخدام می‌کند. طبق ادعای Kim Scott، اپل به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهد با مواد غذایی بی‌کیفیت مغزهای متفکری که استخدام کرده را مسموم کند. صدالبته غذای این رستوران مجانی نیست! کارمندان باید برای تهیه غذا از این رستوران پول بپردازند.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

تصویری از ورودی Caffe Macs (به دلیل سیستم امنیتی موجود در تمامی مراکز اپل، معمولا تصاویر زیادی از آنها منتشر نمی شود)

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

نمونه ای از سالن نهارخوری در یکی از مراکز اپل

در مسئله‌ای دیگر، کارمندان هر دو شرکت اپل و گوگل از دوچرخه برای رفت‌وآمدهای خود استفاده می‌کنند. استفاده از دوچرخه روشی منطقی و رایج در سیلیکون‌ولی به‌حساب می آید، چراکه پردیس‌ها و ساختمان‌های یک کمپانی از هم فاصله زیادی دارند. اسکات ادعا می‌کند که در مدتی از تجربه کاری‌اش، محل کار او با سرپرست بخشی که در آن کار می‌کرد حدود دو مایل فاصله داشت. استفاده از دوچرخه علاوه بر اینکه باعث می‌شود تا کارمندان از محیط زیبای سیلیکون‌ولی لذت ببرند،  راه‌حلی مناسب برای کمبود جای پارک اتومبیل در این منطقه به‌حساب می آید. هر دو کمپانی گوگل و اپل برای کارمندان خود در این منطقه دوچرخه تهیه می‌کنند. اما دوچرخه‌هایی که اپل به کارمندانش می‌داد زیباتر، با رنگ نقره‌ای و زین سیاه‌رنگ بودند و یک زنگ کوچک قرمز نیز داشتند که در اتاقی مشخص برای نگه‌داری می‌شدند.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

  1. Google به دنبال دربر گرفتن همه چیز است

اسکات در ادامه مقایسه تجربه کاری خود در هر دو شرکت، می‌گوید که برخلاف اپل، گوگل هیچ اتاق مشخصی برای نگهداری دوچرخه‌ها ندارد. دوچرخه‌های کارمندان گوگل را می‌توان هرجایی از سیلیکون‌ولی پیدا کرد. دوچرخه‌های گوگل رنگ‌های مختلفی دارند و تقریباً یک‌سوم آن‌ها خراب و ناقص هستند. اما این ریخت‌وپاش شاید تا حدی جالب و حتی بانشاط باشد.

در کافه‌تریا گوگل غذا مجانی است و مواد اولیه آن از هرجایی که فکرتان برسد تهیه می‌شود و بیشتر شبیه بوفه و ساندویچی‌های سلف‌سرویس می‌ماند. البته غذاهای بوفه گوگل همگی خوشمزه و تولیدشده از مواد ارگانیک هستند اما هیچ‌کدام از آن‌ها از لحاظ سلامتی گزینش نمی‌شوند.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

حال این سؤال پیش می آید که کدام روش بهتر است؟ پاسخ دادن به این سؤال کار آسانی نیست. اسکات به‌ شخصه ادعا می‌کند که هر دو کمپانی را دوست دارد، و قلبش گوگلی‌تر است اما درعین‌حال همان‌طور که iPhone را به یک گوشی اندرویدی ترجیح داده، انتخاب او غذا خوردن در رستوران اپل است تا بوفه گوگل

  1. در گوگل، پاسخ پیش‌فرض «بله» است

هر دو روش غذاخوری و نگهداری دوچرخه‌ها در این دو کمپانی، باعث ایجاد دو شیوه متفاوت از نوآوری شده است. اگر بخواهید کاری را در گوگل انجام دهید، نیاز به اجازه گرفتن ندارید. شما می‌توانید به‌راحتی به دیگران بگویید که من می‌خواهم کاری که دلم می‌خواهد را انجام بدهم و همین مسئله باعث می‌شود تا فرهنگ کاری گوگل اجتماعی‌تر بوده و کارها با روندی سریع‌تر انجام شوند. باور این مسئله برای اسکات تا پیش از کار کردن در گوگل کمی دشوار بود.

اسکات می‌گوید که این روش بسیار جوابگو خواهد بود چراکه گوگل تعصب عجیبی به گفتن «بله» دارد. با وجود این فرهنگ مثبت، شما می‌توانید هر کاری که فکر می‌کنید صحیح هست را انجام دهید و اگر کسی بخواهد جلوی شما را بگیرد باید انرژی زیادی صرف کند تا شما را از کاری که در حال انجام آن هستید بازدارد. به‌عبارت‌دیگر، باید زحمت زیادی بکشید تا یک نفر را از کاری که در حال انجام دادنش هست بازدارید. اما برای شروع کردن یک کار نیازی به‌زحمت کشیدن ندارید و به‌راحتی می‌توانید کاری که می‌خواهید انجامش دهید را شروع کنید.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

البته که این فرهنگ به‌صورت تصادفی به وجود نیامده. اسکات برای بیان بهتر، خاطره‌ای از یک کار تابستانی سخت که «لری پیج» قبل از تاسیس گوگل مشغول آن بوده را بازگو می کند: «سرپرست بخشی که لری در آن کار می‌کرد، پروژه‌ای را به او می‌دهد و ادعا می‌کند که این کار تا پایان تابستان زمان نیاز دارد و همان موقع لری ایده‌ای به رئیسش می‌دهد که روند اجرای پروژه را به یک نصفه‌روز کاهش می‌داد. اما رئیس لری در همان لحظه با لحنی عصبی به لری اشاره می‌کند و می‌گوید: نه! نباید این کار این‌طور انجام شود، این پروژه باید با همان روند همیشگی که من می گویم اجرا شود و این اتفاق دقیقاً جلوی تمام کارمندها رخ داد و رئیس لری در ادامه رو به او می‌کند و می‌گوید: من دیگر نمی‌خواهم چنین اتفاقی برای کسانی که در این شرکت کار می‌کنند تکرار شود چراکه این شرکت کارهای زیادی پیش روی خود دارد و ما اینجا جمع نشده‌ایم که دست و پای افراد را ببندیم.»

اسکات ادعا می‌کند که این قاعده در حقیقت بزرگ‌ترین میراث مدیریت «مریسا مایر» به‌حساب می آید؛ او از کار و نوآوری کارمندان در برابر مخالفت دیگران محافظت کرد و تغییرات بسیاری را در شرکت اعمال کرد. برای مثال به مهندسان گفته شد که آن‌ها می‌توانند از هر میزان درصد دلخواه از جامعه واقعی کاربران برای آزمایش‌های خود استفاده کنند و این کار نیازی به دریافت اجازه ندارد. اسکات اذعان می‌کند که بعضی از این آزمایش‌ها ضربه‌های بزرگی به درآمد شرکت زد و میزان فروش شرکت را تا حد زیادی پایین آورد. اما اجرای فرهنگ نوآوری مهم‌تر از درآمد به نظر می‌رسد.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

گوگل برای افزایش نشاط کاربرانش در بسیاری از مراکز خود سرسره درست می کند. این مسئله باعث شده تا Googleplex به عنوان دیزنی لند دنیای تکنولوژی شناخته شود.

  1. در اپل، پاسخ پیش‌فرض «نه» است. اما اگر به شما «بله» بگویند هر آنچه نیاز داشته باشید را برای شما فراهم می‌کنند تا موفق شوید

یک‌بار یکی از همکاران اسکات در اپل به او گفت: زمانی که یک نیروی استخدامی جدید به اینجا می آید، باید به او دو پرونده بانام‌های «بله» و «نه» را نشان داد. اما جالب اینجاست که پرونده «بله» بیش از چهار صفحه ندارد و پرونده «نه» هزاران صفحه را در خود جای‌ داده است. روند کار در اپل فراهم آوردن هزاران «نه» و دلسرد کردن کارمندان است تا شرکت بدون هیچ ریسکی پیشرفت کند.

تجربه کار در اپل و گوگل چقدر متفاوت است؟

به گفته اسکات اگر در اپل بتوانید رئیستان را متقاعد به «بله» گفتن کنید، امکانات برای شما سرازیر خواهند شد: «زمانی که من برای اجرای یک کلاس مدیریت به اپل رفتم، آن‌ها به من پنج ماه وقت دادند تا فقط یک کلاس طراحی کنم اما اگر قرار بود همین کلاس را در گوگل طراحی کنم، حتی کمتر از چند ساعت به من وقت داده می‌شد.» اسکات به کنایه می‌گوید که 20 درصد زمان کارمندان در گوگل صرف فانتزی‌هایی می‌شود که هرگز به حقیقت نخواهند پیوست.

اسکات در ادامه می‌گوید: در گوگل بعضی‌ اوقات مجبور بودم برای طراحی یک کلاس از 10 شب تا 3 صبح کارکنم. اما اپل تمام برنامه من را خالی کرد و هیچ کاری جز طراحی یک کلاس را به من محول نکرد. این جالب است چراکه در اپل فقط یک کار به شما داده می‌شود و از شما خواسته می‌شود تا آن کار را به بهترین نحو ممکن انجام دهید.

در نهایت اسکات باتجربه کاری خود در هر دو شرکت اعلام می‌کند که روند کاری در گوگل بیشتر غریزی است؛ کار در گوگل یعنی شروع و تکرار. اما اگر بخواهید یک کتاب را تا آخر بخوانید نیاز دارید مثل اپل باشید. پس می‌توان این‌طور بیان کرد که در گوگل کارها به‌راحتی شروع می‌شوند اما به‌سختی به پایان می‌رسند اما برعکس در اپل کارها سخت شروع‌ شده، اما حتماً به پایان خواهند رسید.

اشتراک در شبکه های اجتماعی

دیدگاه بگذارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ستاره دار* اجباری هستند.